1-اميرالمؤمنين (عليه السلام) بعد از اينكه عمر از دنيا مي‌رود، در شورا پيشنهاد مي‌كنند كه يا علي (عليه السلام)، ما حاضريم با تو بيعت كنيم.

اما شرط دارد:

عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و سيره شيخين.

حضرت فرمود: كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را قبول دارم، ولي سيره شيخين را عمل نمي‌كنم.

اين نشانگر اين است كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) از عمل شيخين راضي نبود.

اينها حرف‌هاي بيهوده است كه بگوئيم علي (عليه السلام) از شیخین و از فتوحات آنها راضي بوده.

در كتاب مسند احمد و فتح الباري اين قضيه را آورده كه عاصم بن أبي وائل مي‌گويد:

عن عاصم عن أبي وائل، قال: قلت لعبد الرحمن بن عوف: كيف بايعتم عثمان و تركتم عليا رضي الله عنه؟ قال: ما ذنبي؟ قد بدأت بعلي، فقلت أبايعك على كتاب الله و سنة رسوله و سيرة أبي بكر و عمر رضي الله عنهما، قال: فقال: فيما استطعت، قال: ثم عرضتها على عثمان رضي الله عنه، فقبلها.

به عبدالرحمن بن عوف گفتم كه علي (عليه السلام) چه گناهي داشت كه رها كرديد و سراغ عثمان رفتيد؟ گفت: من گناهم چيست؟ سراغ علي (عليه السلام) رفتيم و گفتيم كه ما حاضريم با تو بيعت كنيم، اما به شرط عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و سيره شيخين؛ او قبول نكرد، ولي وقتي به عثمان گفتيم او قبول كرد.

مسند احمد،‌ج1، ص75 - فتح الباري ابن حجر، ج13، ص170 - مجمع الزوائد هيثمي، ج5، ص185 -  تاريخ دمشق ابن عساكر، ج39، ص202 - أسد الغابة ابن اثير، ج4، ص32 - تاريخ اسلام ذهبي، ج3، ص304

بعد از قضيه جنگ صفين، اميرالمؤمنين (عليه السلام) حركت مي‌كند براي نهروان و از مردم بيعت مي‌گيرد. مردم دسته دسته با او بيعت مي‌كنند كه آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) به كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل كند. چون با توجه به قضيه حكمين در جنگ صفين، يك سري از مردم عقائدشان نسبت به علي (عليه السلام) متزلزل شده بود.

و لما خرجت الخوارج من الكوفة، أتى عليا أصحابه و شيعته، فبايعوه و قالوا: نحن أولياء من واليت و أعداء من عاديت، فشرط لهم فيه سنة رسول الله صلى الله عليه و سلم. فجاءه ربيعة بن أبي شداد الخثعمي و كان شهد معه الجمل و صفين و معه راية خثعم. فقال له: بايع على كتاب الله و سنة رسول الله صلى الله عليه و سلم، فقال ربيعة: على سنة أبى بكر و عمر. قال له على: ويلك! لو أن أبابكر و عمر عملا بغير كتاب الله و سنة رسول الله صلى الله عليه و سلم، لم يكونا على شئ من الحق؛ فبايعه.

آمدند گفتند كه يا علي با تو بيعت مي‌كنيم به شرطي كه به كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل كني.

يكي از اين افراد به نام ربيعه خثعمي آمد جلو تا با علي (عليه السلام) بيعت كند. آمد و گفت: يا تو بيعت مي‌كنم به شرط عمل به سنت ابوبكر و عمر.

علي (عليه السلام) گفت: واي بر تو! اگر ابوبكر و عمر بر خلاف كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل كرده باشند، از حق دور شده‌اند. او هم با علي (عليه السلام)بيعت كرد .

تاريخ طبري، ج4، ص56

اين نشان مي‌دهد كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) از روش و سيره شيخين و عثمان، به هيچوجه رضايت نداشت. خطبه شقشقيه خيلي خوب اين قضيه را روشن مي‌كند.